بازاریابی نوین

بازاریابی ،حفظ ارزش و رضایت مشتری

هدف گذاری به روش اسمارت | آشنایی با اصول هدف گذاری هوشمند

شنبه بیست و هفتم آبان ۱۴۰۲
22:3
پوریا امیری

هیچ‌کس نیست که اهمیت هدف گذاری را نداند. به هر حال هر فردی برای خود اهدافی در ذهن دارد و دوست دارد به آن‌ها دست پیدا کند. اما به نظر می‌رسد همه تجربه خوبی از رسیدن به هدف‌هایشان ندارند. این موضوع وقتی در حوزه‌های کاری مطرح شود، اهمیت بیشتری هم پیدا می‌کند.

برای مثال در حوزه سئو اگر اهداف را به درستی تعیین نکنید و در نتیجه به آن‌ها دست پیدا نکنید، باید نارضایتی کارفرما را به جان بخرید. در چنین مواردی احتمالاً خیلی زود پروژه‌های خود را از دست خواهید داد. برای تعیین اهداف روش‌های مختلفی ارائه شده که یکی از کاربردی‌ترین آن‌ها اهداف هوشمند یا هدف‌گذاری SMART است. در این مقاله از سایت وب ۲۴ با هدف‌‌گذاری اسمارت، مزایا و معایب و ویژگی‌های هدف‌های اسمارت و درنهایت نحوه اجرای آن آشنا می‌شوید.

اصول هدف گذاری اسمارت

هدف گذاری اسمارت (SMART) چیست؟

ممکن است در گذشته اهدافی را تعیین کرده باشید که به دلیل مبهم بودن، تهاجمی بودن یا نامناسب بودن، دستیابی به آن‌ها دشوار بوده و از رسیدن به آن‌ها دلسرد شده باشید. تلاش برای رسیدن به هدفی که به درستی طراحی نشده است، احتمالاً دلهره‌آور به نظر می‌رسد. هدف‌گذاری اسمارت روشی است که به شما کمک می‌کند اهداف خود را به درستی انتخاب کرده و از مشکلات گفته‌شده دور بمانید. تفاوتی ندارد در حال انتخاب اهداف شخصی یا تیمی باشید، استفاده از هدف‌گذاری SMART می‌تواند راهی مناسب برای دستیابی به موفقیت ایجاد کند.

SMART مخففی از کلمات Specific به معنای خاص یا مشخص، Measurable به معنای قابل اندازه‌گیری، Achievable به معنای قابل دستیابی، Relevant به معنای مناسب و Time-based به معنای مبتنی بر زمان است. قرارگرفتن عناصر چارچوب SMART در کنار یکدیگر باعث می‌شود دستیابی به یک هدف میسر شود. در واقع رعایت این چارچوب می‌تواند شما را به هدف‌هایتان برساند.

یکی از اصلی‌ترین نکات در روش اهداف SMART این است که اهداف انتخابی باید در کنترل شما باشند. به عنوان مثال، اگر می‌خواهید درآمد خود را افزایش دهید، می‌توانید برخی از عوامل مانند تعداد ساعات کاری خود را کنترل کنید اما سایر عوامل مانند بودجه محل کار یا ارزیابی مدیران از توانایی‌های شما در حیطه کنترلتان نیست. به همین دلیل، باید توجه داشته باشید که اهداف خود را پیرامون عوامل تحت کنترلتان، تعیین کنید.

مثال برای هدف گذاری اسمارت

مزایا و معایب هدف گذاری اسمارت

هدف گذاری اسمارت یک رویکرد عمل‌گرایانه برای دستیابی به اهداف است. این روش مزایا و معایب مختلفی دارد که در ادامه به آن‌ها می‌پردازیم، برخی از مزایای هدف‌گذاری هوشمند شامل موارد زیر است:

داشتن خط پایان واضح

از آنجایی که اهداف اسمارت محدود به زمان هستند، می‌توانید پیش‌بینی کنید چه زمانی به هدف مورد‌نظر خود دست می‌یابید. این شیوه هدف‌گذاری تشخیص زمان رسیدن به موفقیت را ممکن می‌سازد.

ایجاد انگیزه بیشتر

اگر بتوانید پیشرفت خود را ارزیابی کنید به شما کمک می‌کند باانگیزه و فعال بمانید. از آنجایی که اهداف SMART قابل‌اندازه‌گیری هستند، به راحتی می‌توانید پیشرفت‌ها را ارزیابی کنید.

برنامه‌ریزی بهتر

واقع‌بینانه بودن اهداف اسمارت به شما کمک می‌کند تا با نگاه انتقادی به آنچه برای رسیدن به هدف خود نیاز دارید، نگاه کنید. این ویژگی به شما کمک می‌کند سنجش دقیق‌تری درمورد احتمال دستیابی به هدف با توجه به منابع موجود، داشته باشید.

نداشتن ماهیت مبهم

اهداف مبهم باعث می‌شوند که شما مسیر صحیح خود را نشناسید اما اهدافی که خاص و بدون ابهام هستند به شما کمک می‌کنند تا دقیقاً روی آنچه می‌خواهید به‌دست آورید، تمرکز کنید. همچنین می‌توانید برای رسیدن به اهداف خود، تغییراتی در مسیر خود ایجاد کنید.
هرچند هدف‌گذاری اسمارت مزایای بسیاری دارد، اما خالی از ایراد نیست. معایب هدف‌گذاری به روش Smart شامل موارد زیر است:

اعتیاد به موفقیت

دستیابی به اهداف به صورت دوره‌ای می‌تواند باعث شود شما دچار اعتیاد به موفقیت شوید. اعتیاد به موفقیت وضعیتی است که در آن فرد تنها بر رسیدن به اهداف حرفه‌ای خود متمرکز است و جنبه‌های دیگر زندگی مانند سلامت، روابط اجتماعی، تفریح و معنویت را نادیده می‌گیرد. ممکن است در موارد شدید فرد ارتباط خود را با دنیای بیرون و افراد دیگر قطع کند.

نمونه هدف گذاری اسمارت

رنج معنوی

در حالی که دائماً به اهداف خود دست می‌یابید، ممکن است دچار رنج یا نوعی گرسنگی معنوی شوید. گرسنگی معنوی زمانی اتفاق می‌افتد که دائماً تحت‌فشار هستید و ساعات زیادی کار می‌کنید، این باعث می‌شود در‌نهایت ارزش زندگی خود را از دست بدهید.

سردرگمی هویت

تحت‌فشار قرارگرفتن فرد برای دستیابی به اهداف حرفه‌ای می‌تواند هویت او را در جامعه زیر سؤال ببرد. این باعث ایجاد نوعی بحران هویت در درون فرد می‌شود. عواقب این وضعیت باعث می‌شود که فرد فقط در زندگی درونی خود به سر ببرد و در نهایت از آن بیزار شود.

احتمال بروز افسردگی

گاهی پیش می‌آید فردی که به طور مکرر در حال دستیابی به اهداف است، به دلیل شرایط خاصی به هدف موردنظرش نمی‌رسد. این شرایط باعث بروز افسردگی و کاهش عزت‌نفس می‌شود.

تغییر سبک زندگی

کار مداوم در یک محیط سریع و محدود به زمان باعث ایجاد تغییرات شدید در سبک زندگی فرد می‌شود. این باعث به خطر افتادن وضعیت سلامتی و واردشدن استرس بیش‌ازحد به فرد می‌شود. اهداف بلندمدت نیاز به انرژی و تمرکز زیادی دارند. به همین خاطر توصیه می‌شود پس از انجام پروژه‌های متوالی استراحت کافی داشته باشید.

اهداف اسمارت چه ویژگی‌هایی دارند؟

هدف‌گذاری SMART یک استراتژی روشن را برای رسیدن به هر هدفی مشخص می‌کند. اهداف SMART، اهدافی منحصربه‌فرد، قابل اندازه‌گیری، قابل دستیابی، واقع‌بینانه و در یک چارچوب زمانی هستند. در ادامه مهم‌ترین ویژگی‌های هدف‌گذاری اسمارت را مرور می‌کنیم:

مشخص‌بودن

گفتن اینکه «می‌خواهید درآمد بیشتری کسب کنید» هدف خیلی مبهمی است؛ روش اسمارت در تصمیم‌گیری نیاز به انتخاب اهداف مشخص و واضح دارد. بهتر است عددی را برای میزان درآمدی که می‌خواهید به دست آورید، انتخاب کنید. آیا می‌خواهید سود کسب‌وکار خود را 20 درصد افزایش دهید؟ یک عدد واضح برای پیگیری پیشرفت خود تنظیم کنید. انتخاب یک هدف خاص از دو جهت مفید است. اول اینکه شما می‌توانید نتیجه خود را بهتر تجسم کنید، یعنی می‌توانید تمام آن صفرها را در حساب بانکی خود تصور کنید. دوم اینکه متوجه خواهید شد که چه زمانی به آن رسیده‌اید و احساس رضایت می‌کنید.

قابل اندازه‌گیری

هدف‌گذاری SMART به پیگیری پیشرفت شما هم تاکید دارد. اگر هدف شما قابل اندازه‌گیری نیست، نمی‌توانید به طور عینی بگویید که به آن رسیده‌اید یا نه. در مثال ما، هدف خاص از قبل قابل اندازه‌گیری است؛ می‌توانید با گذشت سال، اعداد را بررسی کنید تا ببینید آیا به درآمد موردنظر خود رسیده‌اید یا نه.

قابل دستیابی

تعیین یک هدف دست‌یافتنی به معنای انتخاب هدفی است که اگر از امکانات موجود استفاده و تمام تلاش خود را بکنید، منطقی و قابل دستیابی باشد. اگر هدفی را انتخاب کنید که می‌دانید با امکانات و شرایط شما هماهنگ نیست، به احتمال زیاد از هدف خود دلسرد می‌شوید. از هدف‌گذاری SMART استفاده کنید تا اطمینان حاصل کنید که می‌توانید به پیشرفت ملموس دست یابید و از قرارگرفتن در شرایط خود برای شکست با اهداف دور از دسترس اجتناب کنید.

واقع‌بینانه بودن

برای تعیین هدف SMART شما باید مطمئن شوید که هدف شما واقع‌بینانه است. اهداف واقع‌بینانه، اهدافی هستند که شما مایل و قادر به انجام آن هستید و می‌توانید با بهبود سبک زندگی فعلی خود به آن‌ها دست پیدا کنید.

همان‌طور که جی آبراهام می‌گویید: شما باید بدانید که می‌خواهید چه کاری انجام دهید، چرا می‌خواهید این کار را انجام دهید و مجموعه مهارت‌های شما چیست. اگر اهداف شما در حال حاضر بر اساس توانایی‌ها و امکانات شما نباشد، هوشمند نیستند. چه در حال تعیین اهداف تجاری باشید و چه اهداف شخصی، سخنان آبراهام درست است.

برای رسیدن به اهداف کاری خود چه کاری باید انجام دهید؟ اهداف کاری می‌تواند شامل فروش بیشتر، ارتقاء سطح مدیریت سازمان یا راهبری یک مشتری بزرگ باشد. هدف موردنظر شما هر چیزی که هست، مطمئن شوید که با زمان، انرژی و امکانات شما مطابقت دارد. درست است که شکست‌ها می‌توانند کاتالیزوری برای تغییر باشند و به شما انرژی دوباره دهند، اما اگر هدفتان واقع‌بینانه نباشد، بازگشت دوباره به مسیر موفقیت برایتان دشوار خواهد بود.

هدف گذاری اسمارتر

دارای چارچوب زمانی معین

اصل نهایی در تعریف اهداف SMART تعیین یک چارچوب زمانی مشخص است که طی آن بتوانید به هدف خود برسید. به خودتان زمان معقولی برای رسیدن به هدفتان بدهید. آیا فکر می‌کنید می‌توانید در عرض شش ماه، یک سال یا دو سال به درآمد مورد‌نظر خود برسید؟ داشتن یک چارچوب زمانی مشخص برای بررسی میزان پیشرفت شما در مسیر رسیدن به هدف ضروری است.

اگر در چارچوب زمانی مشخص‌شده به هدف خود نرسیدید، وقت آن است که مجدداً ارزیابی کنید، آیا هدف شما قابل‌دستیابی و واقع‌بینانه بود؟ بازه زمانی شما خیلی کوتاه بود؟ یا فقط از تمام توان خود استفاده نکردید؟ وقتی از اهداف SMART برای رسیدن به آنچه می‌خواهید استفاده می‌کنید، هیچ اشکالی ندارد که اهداف خود را مجدداً تنظیم کنید تا بتوانید دلایل عدم دستیابی به اهداف مورد‌نظرتان را مشخص کنید.

معرفی خدمات وب 24: طراحی سایت اختصاصی و طراحی سایت با وردپرس

روش‌های هدف گذاری اسمارت (SMART)

اکنون که اطلاعات کاملی در مورد هدف‌یابی هوشمند دارید، احتمالاً از خود می‌پرسید که چگونه می‌توانید از آن استفاده کنید. در ادامه برخی از روش‌هایی استفاده از هدف‌گذاری اسمارت را بررسی می‌کنیم:

از اهداف کوچک شروع کنید

به جای پرداختن به بزرگترین و بهترین هدف خود، در ابتدا اهداف کوچکی را برای شروع انتخاب کنید. اهداف خود را به موارد کوچک‌تر و قابل‌اجرا تقسیم کنید و اقدامات بعدی را که انجام خواهید داد، اولویت‌بندی کنید. این روش به شما کمک می‌کند یک برنامه‌ی اقدام گسترده ایجاد کنید که به موفقیت منجر شود.

انتخاب هدف‌های کوچک‌تر به‌جای یک هدف بزرگ و کلی در مسیر رسیدن به نتایج به شما کمک می‌کند، زیرا اهداف کوچک دلهره‌آور نیستند و شما می‌توانید انرژی خود را متمرکز کنید. همچنین در این شرایط شما احساس قدرت و تسلط بیشتری خواهید داشت. درنهایت این فرصت را دارید که پیشرفت خود را در فواصل زمانی مکرر اندازه‌گیری کنید و اقدامات جدیدی انجام دهید.

اهداف خود را بنویسید

بر اساس مطالعه‌ای که در دانشگاه دومینیکن در کالیفرنیا انجام شد، افرادی که اهداف خود را یادداشت می‌کنند 42 درصد بیشتر احتمال دارد به آن‌ها دست یابند. اهداف SMART خود را در یک دفتر یا اپلیکیشن در تلفن همراه خود وارد کنید. سپس چک‌لیستی جهت اطمینان از اینکه اهداف شما در راستای طرح SMART قرار دارند، تهیه کنید. در این چک‌لیست بررسی کنید آیا هدف موردنظرتان مشخص، قابل‌اندازه‌گیری، قابل‌دستیابی و واقع‌بینانه در یک چارچوب زمانی هست یا نیست؟

هدف گذاری به روش اسمارت

روند دستیابی به اهداف را چک کنید

چقدر طول می‌کشد تا به اهداف SMART خود برسید؟ چگونه متوجه می‌شوید که از مسیر خارج شده‌اید یا هنوز در مسیر درست هستید؟ بررسی‌های منظم به شما این امکان را می‌دهد که پیشرفت خود را ارزیابی کرده و در صورت لزوم اهداف و شیوه کار خود را تصحیح کنید. اگر به سمت هدف خود حرکت نمی‌کنید، باید دقیقاً بدانید که چه زمانی چرخش به چپ را انجام داده‌اید. هرچه زودتر تغییراتی که در اهداف و روند پیشرفت‌تان رخ داده را بررسی کنید، می‌توانید با احتمال بیشتری شکست را به موفقیت تبدیل کنید.

اجازه ندهید ترس شما را عقب نگه دارد

اگر نمی‌توانید برای رسیدن به اهدافتان تلاش کنید، به منبع این بی‌انگیزگی بپردازید. آیا به دلیل نامعقول بودن هدف یا رویکرد‌تان مردد هستید یا به خاطر ترس از شکست؟ یافتن منبع ترس شما کاملاً ضروری و مهم است، زیرا غلبه بر ترس‌ها برای تمرکز روی هدف و همچنین پیشرفت شخصی و حرفه‌ای ضروری است.

ارتباط ذهن و بدن را در آغوش بگیرید

خبر خوب این است که میل رسیدن به هدفی معین در واقع ترس از شکست را سرکوب می‌کند. حتی اگر هدف واقعاً دور از دسترس به نظر برسد. به جای محدود شدن به منطقه امن خود، می‌توانید تمرین‌های ذهن و بدن را برای تسلط بر احساسات خود و رسیدن به اوج بپذیرید. بدین ترتیب، هدف‌گذاری SMART به فرایندی برای کشف خودتان تبدیل می‌شود و نتایجی به بار می‌آورد که هرگز فکرش را نمی‌کردید.

هر برد را جشن بگیرید

وقتی پیروزی‌هایی هرچند کوچک را جشن می‌گیرید، مغزتان دوپامین ترشح می‌کند و دوباره انرژی می‌گیرید. اگر روی اهداف SMART حرفه‌ای کار می‌کنید، پیروزی‌های کوچک را با تیم خود جشن بگیرید. اگر به موفقیت‌های شخصی رسیدید با دوستان یا خانواده خود جشن بگیرید. پس از جشن گرفتن، بلافاصله به مسیر خود بازگردید تا بتوانید برای برد بعدی تلاش کنید.

هدف گذاری به روش SMART در سئو

هدف گذاری اسمارت در سئو سایت بدین معنا است که در انتخاب kpi ها، اصول اسمارت را مدنظر قرار دهید. برای مثال اینکه هدف خود را در سئو رسیدن به صفحه اول گوگل قرار دهید، هرگز در چارچوب SMART قرار نمی‌گیرد، بلکه باید به طور دقیق مشخص کنید در چه مدت زمانی، برای چه تعداد کلمات کلیدی می‌خواهید به چه رتبه‌ای دست پیدا کنید. همه این شاخص‌ها را باید به شکلی واقع‌بینانه بر اساس میزان رقابت در حوزه کاری‌تان و تحلیل اقدامات رقبا انجام دهید.

جمع‌بندی

همه ما در موقعیت‌های مختلف زندگی گاهی از اهداف خود دلسرد شده‌ایم و شکست را قبول کردیم. اما همیشه مشکل از کم‌کاری ما نیست، گاهی اهداف ما به‌درستی انتخاب نشده‌اند. با استفاده از روش هدف‌گذاری اسمارت یا هوشمند شما می‌توانید اهدافی خاص، قابل‌اندازه‌گیری، قابل دستیابی، واقع‌بینانه و دارای چارچوب زمانی خاص انتخاب کنید.

با نیچ مارکتینگ جای خاص خود را در بازار پیدا کنید

شنبه بیست و هفتم آبان ۱۴۰۲
21:58
پوریا امیری

گرمایش زمین و تغییرات اقلیمی بر زندگی همه‌ی ما اثر خواهند گذاشت. بشر راه نجاتی ندارد جز تغییر‌دادن الگوی مصرف‌کردن. همه‌چیز (تولید و مصرف) باید باتوجه به الگوهای توسعه‌ پایدار پیش برود. برای مثال، تولیدکنندگان کالاها باید کالاهایی تولید کنند که امکان بازیافت داشته باشد. همچنین در بسته‌بندی‌ها نباید از پلاستیک استفاده شود.

مشخص است که همه دغدغه‌ی گرمایش زمین را ندارند. یعنی اصلا برایشان مهم نیست که بسته‌بندی کالایی که می‌خرند سازگار با محیط‌زیست است یا خیر. اما برای من و خیلی‌های دیگر مهم است. بخشی از بازار محصولات مختلف را کسانی تشکیل می‌دهند دوستدار محیط‌زیست که دنبال محصولاتی هستند سازگار با محیط‌زیست.

خوشبختانه در چند دهه‌ی گذشته، بعضی تولیدکنندگان متوجه این دغدغه در بخشی از بازار شدند و تصمیم گرفتند پاسخی به آن بدهند. یعنی کالاهایی تولید کردند خاص دوستداران محیط‌زیست. پس من به‌جای خرید از رقیب، وقتی متوجه حضور آن تولید‌کنندگان در بازار می‌شوم، می‌روم سراغ آن‌ها که کالای متناسب با نیاز و دغدغه‌های من را عرضه می‌کنند.

کاری که آن تولید‌کنندگان کردند چیزی نیست جز نیچ مارکتینگ یا نیش مارکتینگ (Niche Marketing). نیش مارکتینگ چیست؟ چرا کسب‌وکاری باید برود به‌سمت این نوع از بازاریابی و محصول نیش؟ بازاریابی نیچ چه معایبی دارد؟ و درنهایت، چطور می‌شود محصول نیش کسب‌وکاری را پیدا کرد؟

در این مطلب به سوالات بالا پاسخ‌های درست و دقیق و معتبر داده شده است.

البته، قبل از هرچیز گفتن دو نکته ضروری است:

  • هم نیش و هم نیچ هردو درست هستند و دو تلفظ صحیح از یک واژه.
  • در منابع فارسی، معادل‌های مختلفی برای این ترکیب به‌کار رفته است؛ ازجمله: بازاریابی گوشه‌ای، گوشه‌یابی در بازار، بازاریابی جاویژه، رفتن به سراغ کنج بازار، بازاریابی دنج، گوشه ی دنج بازار و … . شاید بشود ادعا کرد که هیچ‌کدام از این معادل‌ها دقیق و مناسب نیستند (درادامه، خواهم گفت چرا). به‌همین‌دلیل، در این محتوا نیچ مارکتینگ به‌کار رفته است.

بازاریابی نیچ مارکتینگ چیست

استراتژ‌ی نیچ مارکتینگ (Niche Marketing) چیست؟

اول بگذارید بگویم نیچ یا همان نیش در لغت به‌ چه معناست. نیچ در اصل به معنی تاقچه توی دیوار است. معانی مجازی آن می‌شود: جا، جای مناسب، موقعیت مناسب؛ جایگاه واقعی؛ جاپای محکم؛ گوشه‌ی دنج و مقام امن. خب حالا ببینیم این نیچ مارکتینگ چیست؟

Niche marketing is an advertising strategy that focuses on a unique target market. Instead of marketing to everyone who could benefit from a product or service, this strategy focuses exclusively on one group—a niche market—or demographic of potential customers who would most benefit from the offerings.

نیچ مارکتینگ استراتژی بازاریابی است که بر بخش منحصربه‌فردی از بازار تمرکز می‌کند. به‌جای هدف قراردادن هرکس که ممکن است از کالا یا خدماتی استفاده کند، این استراتژی منحصرا بر یک گروه- نیچ مارکت- یا بر بخشی از مشتریان بالقوه که بیشترین سود و استفاده را از ارائه‌ی محصول می‌برند تمرکز می‌کند.

پس نیچ مارکتینگ یعنی رساندن محصول خاص به مشتری خاص. البته دقت کنید که نیچ مارکت را کسب‌وکارها ایجاد می‌کنند. یعنی کسب‌وکارهایی هستند که نیازهای مشتریان خاصی را، بخشی از بازار، که بی‌پاسخ مانده تشخیص می‌دهند و آن نیاز را برطرف می‌کنند. پس آن کالا یا خدمت خاص که تابه‌حال نبوده در انحصار یک کسب‌وکار قرار می‌گیرد.

اینجا بحثی از گوشه‌ی دنج بازار وجود ندارد. بحث اصلی در نیش مارکتینگ این است که کالایی می‌رود جایی خالی را برای بخش ویژه‌ای از بازار پر می‌کند. آن بخش ویژه ممکن است به‌خاطر داشتن ویژگی‌ خاصی از بقیه‌ی بازار متمایز شده باشد. یعنی نیاز متمایزی از بقیه‌ی بازار پیدا کرده است. کالا یا خدمتی را می خواهد که بقیه یا نیازی به آن ندارند یا برایشان مهم نیست.

ویژگی‌ های نیچ مارکت

مثالی که بحث را با آن شروع کردیم که یادتان هست؟ آن محصولات نمونه‌ای از محصولات نیچ هستند. محصولاتی که داشتنش دغدغه‌ی همه نیست و همه حاضر نیستند برای کالای سازگار با محیط‌زیست، که احتمالا گران‌تر از نمونه‌ی مشابه است، پول بدهند. بخش بزرگی از بازار اصلا به‌دنبال چنین محصولاتی نیست. پس اولین و مهم‌ترین ویژگی نیچ مارکت این است که بازاری بالقوه و مشخص است با تعدادی بسیار اندک متقاضی.

niche marketing

نیچ مارکت برای کسب‌وکارهای کوچک خوب است چون به آن‌ها فرصت می‌دهد تا تخصصی برای گروه کوچکی از افراد چیزی را تولید و عرضه کنند. همین در هزینه‌های تولید و تبلیغات صرفه‌جویی می‌کند. اما نیچ مارکت فقط مختص کسب‌وکارهای کوچک نیست. کسب‌‌وکارهای بزرگ و شناخته‌شده هم از استراتژی نیش مارکتینگ برای پیدا‌کردن مشتریانی با نیازهای خاص استفاده می‌کنند (مثل خودروهای برقی که غول‌های ماشین‌سازی تولید کرده‌اند).

ویژگی سوم این است که محصول نیش بی‌رقیب است. کسب‌وکاری که برای اولین‌بار نیچ مارکتی را ایجاد می‌کند، آن را در انحصار دارد. اما هیچ تضمینی وجود ندارد که بی‌رقیب باقی بماند. اگر بقیه هم به فکر بیفتند که همان محصول نیش را تولید کنند و رقابت زیاد شود، دیگر نیچ مارکتی وجود نخواهد داشت.

همان‌طور که گفتم، نیچ مارکت به‌خاطر وجود نیاز متمایزی در گروهی از افراد ایجاد می‌شود. آن نیاز متمایز هم به‌دلیل داشتن ویژگی خاص و مشترکی در آن گروه است (مثل دغدغه‌‌های زیست‌محیطی). آن ویژگی البته ممکن است ثابت باشد یا وابسته به زمان و مکان و جغرافیایی خاصی. آن ویژگی‌ خاص ممکن است یکی از موارد زیر باشد:

  • محل زندگی (جغرافیا)
  • سن
  • فرهنگ خاص، باورها یا دغدغه‌های خاص
  • تحصیلات
  • شغل
  • بیماری جسمی یا روحی
  • ناتوانی‌های جسمی یا حرکتی
  • گرایشات سیاسی
  • علایق و عادات و سرگرمی‌ها
  • سبک خاص زندگی
  • آلرژی‌ها و حساسیت‌ها

برای اینکه خیلی خوب متوجه شوید نیچ مارکت یا محصولات نیچ، چطور براساس یکی از آن ویژگی‌ها در بازار پیدا می‌شوند؛ نمونه‌‌های جالب دیگری را می‌گویم.

نمونه هایی از نیچ مارکتینگ

۱. PacSafe

شاید من و شما کار و شیوه‌ی زندگی‌مان طوری نباشد که مدام در سفر باشیم و جاده و هواپیما. اما دیگرانی هستند که بیشتر عمرشان را در سفر می‌گذرانند. به‌همین دلیل حق دارند که نگران امنیت کیف و کوله و ساک و چمدانشان باشند. ۲۰ سال پیش، دو دوست که عاشق سفر و ماجراجویی بودند و نمی‌توانستند در بازار آن روز کیف و کوله و وسایلی امن و مطمئن برای سفر پیدا کنند، خودشان دست‌به‌کار شدند و محصولی نیچ را تولید کردند.

نمونه محصول نیش

۲. Glorious PC Gaming Race

قطعا من نمی‌فهمم چطور می‌‌شود انسانی ۲۰ ساعت در روز را بشیند پشت سیستم و بازی کند. من با دنیای بازی‌های کامپیوتری و اسباب و لوازمش کاری ندارم. اما خیلی‌ها هستند که کار دارند و دنبال وسایل جدیدی می‌گردند که بازی‌کردن را راحت‌تر کند. در میان همین گروه مشتاقان بازی، گروه کوچک دیگری هستند با ویژگی خاص: آن‌ها دلشان می‌خواهد با pc بازی کنند، با موس و کیبورد. در سال ۲۰۱۴، شرکتی به کمک این بخش کوچک از بازار آمد و موس و کیبوردهایی مخصوص بازی ساخت.

نمونه نیچ مارکت

۳. Octavia Elizabeth Jewelry

برای خیلی‌ از مشتریان در بازار بزرگ و پرسود طلا و جواهر مهم نیست که جواهری که می‌خرند چطور ساخته شده یا از چه موادی (سنگ‌هایی) ساخته شده و در فرآیند ساختنش چه ضررهایی به طبیعت و محیط‌زیست وارد شده است. حتی برای خیلی‌ها مهم نیست که آیا شرکت‌‌های بزرگ و معتبر در این حوزه، دستمزدهای عادلانه و منصفانه برای همه‌ی کارکنانشان درنظر می‌گیرند یا اینکه حقوق کارمندان و کارگرانشان را رعایت می‌کنند یا نه؟

اما برای طراحی آمریکایی که جواهرات دست‌ساز می‌سازد، همه‌ی آن مواردی که گفتم مهم بوده و دغدغه. البته او می‌دانسته که برای بخش بسیار کوچکی از بازار هم این موارد مهم است. به‌همین‌دلیل برندی را به بازار معرفی کرده که جواهرات پایدار می‌سازد و البته تمام حق و حقوق افراد دخیل در تولید و عرضه را هم بی‌کم‌وکاست می‌دهد.

مزایا و معایب نیچ مارکتینگ

در پاراگراف زیر به‌خوبی و روشنی تمامی مزایای نیچ مارکتینگ و ارتباط آن‌ها باهم گفته شده است.

نیچ مارکتینگ به برندها امکان می‌دهد تا خودشان را متمایز کنند، به‌عنوان تولید‌کننده‌ای منحصر در بازار شناخته شوند و با گروهی متمایز از مشتریان پیوندی عمیق داشته باشند. یک برند با نیچ مارکتینگ می‌تواند خودش را نشان دهد، ارزشمند‌تر جلوه کند، رشد کند و ارتباطی محکم و ماندگار با مخاطب ایده‌آل و خاص خودش بسازد؛ به‌جای اینکه یک برند معمولی باشد درکنار بقیه‌ی برندهای تولید‌کننده‌ی نوعی از کالا و خدمات.

و اما معایب نیچ مارکت:

  • مشتریان محصول نیچ بسیار بسیار محدود و کم هستند. همین یعنی بازاری کوچک و معمولا سودی نه‌چندان زیاد. همچنین ممکن است محصول نیچ شما درست و انسان‌محور طراحی نشده باشد و در همان بازار کوچک شکست بخورد.
  • ممکن است محصول نیچ گران‌تر از توان خرید همان بازار محدود تمام شود. یعنی بااینکه مشتری رغبت و نیاز دارد به آن محصول، اما نمی‌تواند آن را بخرد.
  • درست است که هزینه‌های تبلیغات کم می‌شود چون مخاطب دقیقا مشخص است، اما وقتی شما برند تازه‌ای هستید و کسب‌وکاری کوچک که می‌خواهد فقط محصولی نیچ را تولید کند، باید خودتان را به همان بازار محدود معرفی کنید. چون مشتری به محصول شما نیاز دارد نباید الزاما خیلی زود به شما اعتماد کند. باید مدتی بگذرد و هزینه کنید تا Brand Equity ساخته شود.

مراحل نیچ مارکتینگ (چگونه نیچ مارکت خود را پیدا کنید؟)

چطور می‌شود آن نیاز خاص رفع‌نشده و آن محصول خاص تولید‌نشده را پیدا کرد؟ چه کسب‌و‌کار بزرگی باشید چه برندی نوپا ممکن است با کمک‌گرفتن از مراحل زیر بتوانید جای خاص خود را در بازار (نیچ خود را) پیدا و ایجاد کنید:

۱. تحقیق کنید (Industry Research)

بازار را به‌خوبی و خیلی عمیق بشناسید. حوزه‌ی فعالیت شما چیست؟ چه محصولاتی در این حوزه تولید می‌شوند؟ مشتریان/ مخاطبان این محصولات چه کسانی هستند با چه ویژگی‌هایی؟ رقبای شما چه‌چیزهایی تولید می‌کنند؟ درمیان محصولات رقبای شما جای چه‌چیزی خالی است؟ نظر کاربران/ مشتریان درباره‌ی آن محصولات چیست؟

کمی و کیفی تحقیق کنید. با مخاطبان/مشتریان مصاحبه کنید. شبکه‌های اجتماعی را و نظرات مخاطبان دربار‌ه‌ی محصولات رقبا را دنبال کنید. از گوگل و ابزارهایش کمک بگیرید تا ببینید چه کلماتی در حوزه‌ی مرتبط با کار شما بیشتر جستجو می‌شوند. وقتی تحقیق کردید و جای خالی بازار را پیدا کردید، باید تحقیق و مطالعه کنید تا ایده‌هایی برای پرکردن آن بیابید. بعد بازهم باید درباره‌ی عملی‌کردن آن ایده‌ها تحقیق کنید. سوال مهم این است که آیا نیچی که پیدا کردید سودآور است یا نه؟ یعنی اگر جای خالی بازار یا گوشه‌ی دنج را برای مشتری پرکنید، پول دارد که هزینه کند و محصول نیچ شما را بخرد.

در این مرحله است که مدل STP و مارکتینگ پرسونامحور بسیار به شما کمک خواهد کرد.

چگونه استراتژی نیچ مارکتینگ را پیاده‌سازی کنیم

۲. شما چه‌چیز برای عرضه دارید (یا چه‌چیزی را می‌توانید عرضه کنید)

فقط نباید بازار و مشتریان را خیلی خوب بشناسید. باید خودتان و نقاط قوتتان را نیز خیلی خوب بشناسید. آیا کسب‌وکار شما اساسا امکانات مالی و فنی و انسانی برای تولید محصول نیش را دارد؟ آیا شما می‌توانید آن جای خالی را به‌درستی پر کنید؟ اگر دغدغه‌ و علاقه‌ی کسب‌وکار شما تولید محصولات سازگار با محیط‌زیست نیست، آن محصولات نمی‌تواند نیچ مارکت شما باشد.

در نیچ مارکت شما باید با آن گروه خاص ارتباط و پیوند برقرار کنید. وقتی علایق و اصول و ارزش‌های کسب‌وکار شما با آن گروه فرق می‌کند، چطور می‌توانید مخصوص آن‌ها محصول تولید کنید و بشوید برندی که حاضر هستند فقط از آن خرید کنند؟ دوباره به نمونه‌هایی که ذکر شد، دقت کنید. خواهید دید که نیچ مارکتینگ بدون شناختن و درک‌کردن مخاطب نیچ ممکن نیست. در این مرحله هم، نتایج تحقیقات به‌دردتان می‌خورد.

۳. خودتان را از کانال‌های (تبلیغاتی) مناسب به مخاطب نیچ معرفی کنید

درست است که در نیچ مارکتینگ، مخاطبان نیچ گروهی کوچک و مشخص با ویژگی‌های مشترک هستند، اما بازهم برای رسیدن به آن‌ها باید تبلیغات کرد. در مرحله‌ی اول و دوم شما مشتری نیچ را پیدا کردید. می‌دانید کیست و چه شغلی دارد و به‌ چه دلیل دنبال محصولی است که در بازار وجود ندارد.

در این مرحله باید ببینید این مشتری بیشتر وقتش را کجا صرف می‌کند و شما چطور باید حضورتان را به او اعلام کنید. اول از همه باید شبکه‌های اجتماعی و پلتفرم‌‌های آنلاین را بررسی کرد. اگر مخاطب نیش شما گیمرها هستند، باید ببینید آن‌ها بیشتر در کدام شبکه‌های اجتماعی یا وبلاگ‌ها حضور دارند و فعالیت می‌کنند.

دوم، اینفلوئنسر مارکتینگ بسیار می‌تواند کمک‌کننده باشد و شما را جلو بیندازد. مثلا، آن برند جواهر دست‌ساز (Octavia Elizabeth Jewelry) که معرفی کردیم، برای تبلیغات از سلبریتی‌های معروف آمریکا کمک گرفته است و می‌گیرد. سلبریتی‌هایی که دغدغه‌های مشابه با صاحب این برند دارند.

سوم، چون مخاطبان و مشتریان شما محدود هستند و ویژگی مشترکی دارند، بهترین و به‌صرفه‌ترین شیوه‌ی تبلیغاتی این است که از آن‌ها بخواهید تا شما را به دیگران معرفی کنند. اگر من عاشق سفر باشم احتمالا دوستانی دارم یا عضو گرو‌ها و باشگا‌ه‌هایی هستم که عاشقان سفر و ماجراجویی دورهم جمع می‌شوند، پس به‌راحتی می‌توانم محصولاتی مثل PacSafe را به آن‌ها معرفی کنم.

There is one important thing to understand that ‘niche’ does not exist, but is created by smart marketing techniques and identifying what the customer wants.

چیز مهمی درباره‌ی نیچ مارکتینگ وجود دارد که باید بدانید: نیچ وجود خارجی ندارد، نیچ با تکنیک‌های هوشمندانه‌ی بازاریابی و شناسایی چیزی که مشتری می‌خواهد خلق می‌شود.

جمع‌بندی و نتیجه‌گیری

۱. نیچ مارکتینگ یکی از استراتژی‌های بازاریابی است که ممکن است درکنار بقیه‌ی استراتژی‌ها در کسب‌وکارهای کوچک یا بزرگ از آن استفاده شود.

۲. نیچ مارکتینگ یا به‌سراغ گوشه‌های دنج بازار رفتن یعنی هدف قراردادن بخش کوچک و خاصی از بازار بزرگ‌تر نوع مشخصی از کالاها و خدمات.

۳. اگر کسب‌وکار بزرگی می‌‌خواهد از این استراتژی استفاده کند، اول باید به این سوال جواب دهد که چرا؟ چون نیچ مارکت بخش (Segment) کوچکی از بازار است. حتی ممکن است بخش کوچکی از یکی از بخش‌های بزرگ‌تر بازار باشد.

۴. برای نیچ مارکتینگ باید برنامه‌ چید و تحقیق کرد. باید بازار و رقبا و مشتریان را تحلیل کرد و جاهای خالی را پیدا کرد. البته جاهایی خالی که بی‌رقیب است و درعین‌حال سودآور.

۵. از مزایای مهم نیچ مارکتینگ این است که در تبلیغات و دیجیتال مارکتینگ دقیقا گروه هدف مشخص است.

۶. شاید کسب‌وکاری فقط بخواهد برندی باشد برای نیچ مارکت یا این استراتژی را بخواهد امتحان کند. درهرحال باید با سایر استراتژی‌های مارکتینگ و همین‌طور ابزارهای تحلیل و ارزیابی بازار و رفتار مخاطب آشنا بود. آموزش جامع دیجیتال مارکتینگ باید دربرگیرنده‌ی معرفی همه‌ی استراتژی‌ها و ابزارها باشد.

امکانات وبلاگ
© بازاریابی نوین